تَزویج نُفوس در هنگامه قیامت به چه معناست ؟

« وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ  . » ، ( تکویر ، 81 /  ٧ )

مهدی یـاقـوتیان ـ سفير هشتم شماره 5 و 6

مرحوم علّامه طباطبایی در « تفسیر المیزان » ذیل آیه مذکور نوشته است :

« امّا نُفوس سعیده با زنان بهشت تزویج می ­شوند ،

چُنانکه فرمود : « ... لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ ... . » ، ( نساء ، 4 / ٥٧ )

و نیز فرمود : « ... وَ زَوَّجْنَاهُمْ بحُورٍ عِينٍ . » ، ( طور ، 52 /٢٠ )

و امّا نُفوس اَشقیاء با قرینهای شیاطینشان ازدواج می ­کنند ،

چُنانکه فرمود : « اُحْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْوَاجَهُمْ وَ مَا كَانُوا يَعْبُدُونَ . » ، ( صافّات ، 37 / ٢٢ )

و نیز فرمود : « وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ . » ، ( زُخرف ، 43 / ٣٦ ) »

و در ذیل « بحثِ روایتی » آورده است : در تفسیر قمی [ مُجلّد 2 ، صفحه 407 ] در ذیل آیه « وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ  . » فرمود : یعنی با حورالعین تزویج می­ کنند . و نیز در همانجا در روایت ابی ­الجـارود از امام باقر ( علیه ­السّلام ) آمده که در معنای آیه مزبور فرموده : امّا اهل بهشت با خَیرات حِسان ( حورالعین ) ازدواج می­ کنند ، و امّا اهل دوزخ ، باید دانست که با هر انسانی از دوزخیان شیطانی است ، یعنی هر یک از آن کفّار و منافقین با شیطان خود که قرین اوست ازدواج می ­کند . »

[ تفسیر المیزان ، مُجلّد 20 ، علّامه طباطبایی ، ترجمه سیّدمحمّدباقر موسوی ­همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ پنجم ، صفحه 350 و 352 ]

ناهمگامی قرائت مذکور با همبستگی آیات

نگاهی به آیات قبل و بعد آیه مذکور ، ناهمگامی قرائت مزبور را روشن می ­نماید .

« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ * وَ إِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ * وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ * وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ * وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ * وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ * وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ * وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ * وَ إِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ * وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ * وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ * عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ . »

( تکویر ، 81 / 1 ـ ١٤ )

به گاه آن ، که هور واژگون شود . * ستارگان دچار تیرگی شوند . * و کوهها زِ جا برآورند و رهسپارشان کنند . * و مردم اُشترانِ باردارِ پا به زای را فرو هِلند . * و دشتیان و کوهیان جانور ، به راهِ رستخیز رو نهند . * و آبهای پهنه­ هایِ بی ­کرانه چون گُدازه برجَهَند . * و جفت هم شوند هر چه پیکر است و هر چه جان . * برای دختران زنده در مُغاک بُردگان ، کنند بازخواست * : گناهشان چه بود کاین چُنین شدند کُشته زار ؟ * و نامه­ های کارهای مردمان بگسترد ، به دستشان رسد . * و پوست زِ آسمان هفت ­لایه برکَنَند . * و دوزخ از درون ِ ژرفنا زبانه باز کَشَد . * و مینویِ بهشتِ جاودان فراز آورند . * درست هر که هر چه کرده نیک و بد ، به پیش روی خویش بنگرد .

[ برگردان : مرحوم دکتر محمّدحسین روحانی ]

یعنی در هنگامه تکویر و به هم­ پیچیده ­شدن خورشید و اِنکدار و سقـوط نجوم و متلاشی شدن جِبـال و بی ­صاحب و معطّل ماندن عِشار و جمع شدن وُحوش ـ یعنی هنگامه ­ای که حیوانات ؛ شیر ، ببر ، پلنگ ، گُرگ ، کَفتار ، گُراز ، خِرس ، خُوک ، آهو ، گَوَزن ، همه و همه از ترس به هم پناه می ­آورند ـ و تسجیر و افروخته شدن دریاها ، نُفوس سعیده با زنان بهشت تزویج می­ شوند !

می ­بینید که از چُنان قرائتی ، چُنین نتیجه­ ای حاصل می ­شود .

بعد از آیه « وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ . » آیات « وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ ، بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ... . » آمده است ، یعنی آیه مورد بحث دقیقاً در احوال و اهوال هنگامه قیامت است و بعد از این جریانات است که جهنّم را  بر می ­افروزند و بهشت را به اهلش نزدیک می ­کنند : « وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ ، وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ . »

وقتی هنوز بهشت به اهلش نزدیک نشده است ، چگونه نُفوس سعیده با زنان بهشت تزویج می ­شوند ؟

« خداوند در سوره تکویر علایم قیامت را می­ شمارد که از آن جمله گِرد آمدن حیوانات وحشی به دور هم است : « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ . » سپس می ­فرماید : انسانها نیز در آن روز دور هم جمع می ­شوند « وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ . » و زمانی که مردم دور هم جمع شوند .

نُفوس جمع نَفس است و در فارسی نیز گاهی به مردم ، نُفوس گفته می ­شود و این اصطلاح فارسی ، اصطلاحی قرآنی است . »

[ قرآن ، فلسفه ، علم ؛ دکتر ناصر رسول بایرامی ؛ انتشارات بهجت ؛ چاپ اوّل ؛ 1383 ؛ تهران ؛ ص 98 ]

وقتی وحوش هراسانند و از ترس به هم پناه آورده ­اند ، انسانها هم هراسانند و از ترس به هم پناه آورده ­اند.

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ ! اتَّقُوا رَبَّكُمْ . إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ ، وَ تَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا ، وَ تَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَ مَا هُمْ بِسُكَارَى ، وَ لَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ . » ، ( حجّ ، 22 / 1 ـ ٢ )

آیا باور می ­کنید که مادری از هول و هراس ، نوزاد شیرخواره ­اش را رها کند امّا در همان زمان و با همان هول و هراس حتّی در فکر ازدواج ( تا چه رسد به وقوع آن ) باشد ؟!

* * * * * * *

« وَ لا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ ،‌ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَ لَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفًا ، وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ ،‌ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ، وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ . »

( بقره ، 2 / ٢٣٥ )

« رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ؛ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ ، فَإِنَّهُ كَانَ لِلأوَّابِينَ غَفُورًا . »

( اسراء ، 17 / ٢٥ )

« تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ ، وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ، ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ ، وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ، وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ، وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا . »

( احزاب ، 33 / ٥١ )

أَنْفُسِكُمْ : تنهاها                                             نُفُوسِكُمْ : تَن­ ها

وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ : شما در ضمیرتان چیزی را می ­پرورانید و می­ خواهید به زنـانی که عـدّه­ شان تمام نشده مطلبی را بگویید ، که خدا آن را می ­داند . ( اندیشه )

رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ : خدا به شما مردم آگاه­ تر است ( يعني ؛ آنچه را بين شما و والدينتان رُخ مي دهد ، بهتر مي داند . ) به صالح بودن شما هم آگاه تر است . ( عمل )

وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ : خدا آنچه را در دلهایتان نسبت به زنانتان دارید ، می­ داند . ( عاطفه )

* * * * * * *

« اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا ... . » ، ( زُمَر ، 39 / ٤٢ ) « يَتَوَفَّى الأنْفُسَ » گفته « يَتَوَفَّى النّفوس » نگفته ؛ چون جان از وجود و درون فرد ( تنها ) گرفته می­ شود نه از بین مردم ( تَن ­ها ) .

 

« اَزواج مُطهّره » ، « حُور عِین » و « خَیرات حِسان »

در بهشت مطرح است نه در هنگامه قیامت

 

« وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا ؛ قَالُوا : (( هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ . )) وَ أُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ . »

( بقره ، 2 / ٢٥ )

قُلْ : « أَ ؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ ؟جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَ أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ . وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ . »

( آل عمران ، 3 / ١٥ )

« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ، لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاً ظَلِيلاً . »

( نساء ، 4 / ٥٧ )

« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ ، وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ . »  

( رعد ، 13 / ٢٣ )

« إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ * هُمْ وَ أَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الأرَائِكِ مُتَّكِئُونَ . »

( یس ، 36 / ٥٦ )

« يَا عِبَادِ ! لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا مُسْلِمِينَ * ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ . »

( زُخرُف ، 43 / ٧٠ )

« مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ . »

( طور ، 52 / ٢٠ )

« وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ... فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ * ... فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ * ... حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ * ... لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ . »

( الرّحمن ، 55 / 46 ـ ٧٤ )

« فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ * ... وَ حُورٌ عِينٌ * كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ * ... إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً * فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا . »

( واقعه ، 56 / 12 ـ ٣٧ )

از عروسی قاسم بن الحسن در روز عاشورا

تا تزویج نفوس سعیده با زنان بهشت در روز قیامت

شهید مطهّری در بیان تحریفات عاشورا آورده است : ( حاجی نوری ) می ­گوید : « در همان گرماگرم روز عاشورا که می­ دانید مَجال نماز خواندن هم نبود ، امام نماز خوف خواند و با عجله هم خواند . ( نماز خوف همان نماز فریضه است که به صورت قصر خوانده می ­شود . ) حتّی دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند که امام بتواند این دو رکعت نماز خوف را بخواند و تا امام این دو رکعت نماز را خواندند ، این دو نفر در اثر تیرهای پیاپی که می ­آمد از پا درآمدند . مَجالی برای نماز خواندن به اینها نمی­ دادند . » ولی گفته­ اند : « در همان وقت امام فرمود : حجله عروسی را بیندازید ، من می ­خواهم عروسی قاسم با یکی از دخترهایم را در اینجا ، لااقل شبیه آن هم که شده ببینم ، من آرزو دارم ، آرزو را که نمی ­شود به گور برد ! »  

شما را به خدا ببینید حرفهایی را که گاهی وقتها از یک افـراد در سطـح خیلی پایین می­ شنویم که مثلاً می ­گویند : « من آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم ، آرزو دارم عروسی دخترم را ببینم . » به فردی چون حسین بن علی نسبت می­ دهند ، آن هم در گرماگرم زد و خورد که مَجال نماز خواندن نیست !! و می گویند : « حضرت فرمود : من در همین جا می­ خواهم دخترم را برای پسر برادرم عقد بکنم و یک شکل از عروسی هم که شده است در اینجا راه بیندازم . » یکی از چیزهایی که از تعزیه­ های قدیم ما هرگز جدا نمی­ شد عروسی قاسم نوکَدخدا ، یعنی نو­داماد بود ، در صورتی که این در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد .

[ حماسه حسینی ، مُجلَّد اوّل ، شهید مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ شانزدهم ، زمستان 1369 ، صفحه 27 و 28 ]

اگر عروسی در روز عاشورا غیر قابل قبول است ، آیا در بحبوحه جریاناتِ هولناک روز ِقیامت قابلِ قبول است ؟!