نقد واقعيّت


نقدِ واقعيّت

شايد ظاهر اين مطلب با موضوع اين تارنما / وبلاگ هماهنگ نباشد ، امّا به نظرم باطنِ آن هماهنگ است .

آن که غریب زیست و غریب ‌­تر پَر کشید .

( داستان واقعی ) از :  دكتر صادق زيبا كلام

هنوز هر بار که وارد کریدورهای دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی می ‌شوم و از پلّه ‌های قدیمی که از زمان رضاشاه تا به حال خم به ابرو نیاورده ‌اند بالا می‌ روم ، بی ‌اختیار احساس می‌ کنم که افضل را دومرتبه می ‌بینم . احساس می ‌کنم عن قریب افضل با پاهای نیمه ‌فلجش در حالی که دو دستی طارمی ‌ها را گرفته و دارد به سختی پایین می ‌آید با من سینه‌ به‌ سینه خواهد شد . نمی ‌دانم در چشمانِ نافذِ این جوانِ تُرک که از روستای کوچکی بینِ بُناب و مَراغه می ‌آمد چه بود که هنوز هر وقت به او و نحوۀ مرگش می ‌اندیشم ترسی جانکاه با آمیزه ‌ای از ناامیدی و خشمی فروخورده از نظام آموزشی دانشگاهی‌ مان سراپای وجودم را می ‌گیرد .

بقيه در ادامۀ مطلب
ادامه نوشته

الياس = الياسين

اليـاس = ال­ياسـين

[ در ترجمۀ « سَلامٌ عَلَى إِلْ ­يَاسِينَ » آورده ­اند : « سلام بر آل ­ياسين »  كه اين ترجمه صحيح نيست به ويژه كه پس از آن مي ­فرمايد : « إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين » ، ( او از بندگان مؤمن ما بود . ) و نفرموده است :

( إِنَّهم مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين ) كه با آل ­ياسين منطبق باشد و ال­ ياسين كه ذكرش در آيه آمده ، همان الياس پيامبر است ، چُنانكه فرمود: « وَ إِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » و توافق الياس و ال­ ياسين مانند سيناء و سينين است كه به دو شكل در قرآن به كار رفته ­اند و هر دو ، يك چيزند . ]

مصطفي حسيني طباطبايي ( بيّنات 8 ، ص 158 )

... بقيه در ادامۀ مطلب
ادامه نوشته

نقد ( اِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَ جِهادٌ )

[ نقد جمله ای منسوب به امام حسین علیه السّلام  ]

شهيد مرتضي مطهّري

مطلبی می خواهم بگویم [ كه شاید برای برخی ناراحت كننده باشد ، چون ] بعضی از جوانان از شنیدنِ چیزی كه برخلاف میلشان باشد ناراحت می شوند.

جمله ای به امام حسین علیه السّلام منسوب شده است كه نه معنایش درست است و نه در هیچ كتابی گفته شده كه این جمله از امام حسین علیه السّلام است و چهل ، پنجاه سال هم بیشتر نیست كه در دهانها افتاده است . می گویند امام حسین علیه السّلام فرموده است:

اِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَ جِهادٌ حیات یعنی داشتن یك عقیده و در راه آن عقیده جهاد كردن.

نه ، این با فكر فرنگیها جور در می آید كه می گویند : انسان باید یك عقیده ای داشته باشد و در راه آن عقیده بجنگد . ...

توصيه اي به جوانان

من مطلبی را در مسجد جاوید گفتم كه برای توضیح باز در اینجا تكرار می كنم . در یكی از آن جلسات درباره این جمله ای كه اخیراً به نام امام حسین علیه السّلام معروف شده كه : اِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَ جِهاد عرض كردم كه در هیچ مدركی از مدارك اسلامی چُنین جمله ای از امام حسین علیه السّلام نقل نشده است ، بنابراین سند ندارد . این جمله معنایش هم درست نیست و با منطق امام حسین جور در نمی آید . منطق اسلام این نیست كه زندگی این است كه انسان یك عقیده ای داشته باشد و در راه عقیده اش جهاد كند . در اسلام صحبت عقیده نیست ، صحبت « حقّ » است . زندگی این است كه انسان حقّ را پیدا كند و در راه حقّ جهاد كند . این مسئله كه در راه عقیده باید جهاد كرد ، یك فكر فرنگی است كه بعدها در میانِ مسلمین به صورت این شعر آمده است : ...

ادامه نوشته

چرا 28 صفر به عنوانِ تاریخ وفاتِ پیامبر (ص) ؟

تقويم 28 صفر 

نويسنده كتاب وقايع السّنين و الاعوام ـ كه كتابي در سالروز حوادثِ تاريخ اسلام مي ‏باشد ـ ذيلِ حوادثِ سالِ نهصد و پانزدهم نقل مي ‏كند كه : « شاه اسماعيل در اين سال ، از شيراز متوجّه عراق عجم گرديد و قاضي محمّد كاشي ، كه مَنصب صدارت با امارت جمع كرده و حكومتِ يزد و كاشان و شيراز با او بود ، در ماه صفر به سوء اعمال مقتول شد و ... در اين ماه شاه را عَزم بر آن شد كه سالروز ولادتِ پيامبر اكرم (ص) را جشن بگيرد و ... و در اين سال اَعياد را مشخّص نمايند.  گفتند : چون ولادت در ماه ربيع‏ الاوّل است اگر وفات هم در اين ماه باشد به هم نزديك است و ... عزم حضرتش بر اين مقرّر شد كه وفات را در ماهِ صفر قرار دهند و از اين تاريخ ، سالروز وفات در اين ماه قرار گرفت . » ( الحسيني خاتون آبادي ، عبدالحسين ، وقايع السنن و الاعوام ، تهران ، بي ‏تا ، ص 447 )

همانطور كه ملاحظه مي‏ كنيد روز 28 صفر به عنوانِ تاريخ وفات ، منشأ تاريخي و روايي ندارد و از ابتكاراتِ « صفويان » به شمار مي ‏رود . 

مقاله صفر و سفر نگاهي ديگر به تاريخ وفات پيامبر

دكتر عبد الوهّاب شاهرودي

... بقيّه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

جاي پا

جای پا

دکتر محمّدتقی سیاه پوش

نقشِ پا دارد زبان و بی صداست‏ .......... با خَموشی رَهروان را رهنماست

( ابو القاسم حالت )

در قسمتهای وسیعی از آسیا ، اروپا و امریکا علامت‏هايی در سنگ‏ها وجود دارد که‏ غالباً به عنوان جای پای اولیاء و مقدّسین موردِ توجّه و احترام مردم می ‏باشند . پاره‏ ای از این‏ آثار مسلّما با دست کَنده شده و در نتیجه ، شباهتِ تامّ به جایِ پای انسان دارند . از این میان‏ پاره ‏ای از بهترین نمونه‏ ها در امریکا به واسطه بومیانِ باستانی آن سرزمین ایجاد شده است ، تا حدّی که جایِ پايی که در یک سنگ ماسه‏ ای عهدِ سوم کَنده شده مدّتی به عنوان ردّ پای‏ احتمالی بشر در عهدِ سوم زمین‏ شناسی موردِ بحث و گفتگوی دانشمندان بود . 1 امّا پاره‏ ای‏ دیگر علايم و آثار طبیعی هستند که گاهی شباهتی به جایِ پای انسان دارند و گاهی فاقدِ چُنین شباهتی می‏باشند و با این حال به « جایِ پا » معروفند.

از انواع اخیر « جایِ پا » يی است که در قلّه کوهی به نام قلّه آدم در جزیره سیلان‏ ( « سرندیب » قُدما ) وجود دارد . این « جایِ پا » فقط شکافی است در سنگ که بودائیان‏ به نام جایِ پایِ بودا می‏ شناسند و بُقعه زیبايی نیز در کنار آن ساخته ‏اند .  ...

 رد پا

ادامه نوشته

قدمگاه

مسیرِ هجرتِ امام رضا (ع) به خراسان / توس

قدمگاه

... 

ادامه نوشته

مهرگان در مشهد اردهال

مشهد اردهال 1

« مِهـرگان » در « مشهـدِ اَردهـال »

جلالِ آلِ احمـد

« مشهدِ اَردهـال » يا « اَردهال » تنها ـ دهي است بزرگ . از حوالي غربي كاشان . به پنجاه كيلومتري . سرِ راهِ كاشان به دليجـان . و در كوهپايه . امّا گرمسيـر . 1 و به هر صورت ييلاقكي براي « فينـي­ ها » و « دليجاني ­ها » و ديگر اهالي آن ديار . و در اوايلِ فصلِ پاييز با مختصري ميوه و صيفي . امّا شُهرتِ اين ده به علّت مختصر ميوه ­اش نيست . به علّت بُقعه و بارگاهي است كه دارد متعلّق به سلطان علي ـ فرزند امامِ پنجم و برادرِ امامِ ششم . و در حدودي به عظمتِ شاه چراغِ شيراز . گُنبدش همچو نگينِ مرصّعي در درّه ­اي خشك نشسته و اطرافش گُلدسته ­هاي فراوان . به سبكِ قُم . و گُنبدي پَهن و سنگين ـ به سبكِ اصفهان . امّا مجموعه بارگاه اندكي دهاتي است . نه شهري ... به علّتِ وجودِ اين بُقعه و بارگاه سالي يك­ بار مراسمي در آنجا برپاست . 2 ... 

ادامه نوشته

بعضي خدا را یکی از شش تا قرار می­ دهند !!

نام پنج تن

سبِّح اسمَ رَبِّک الاَعْلى

مرحوم علّامه طباطبايي

در این آیه به رسولِ خدا ( صلّى اللهُ علیه و آله و سلّم ) دستور مى­ دهد اسمِ پروردگارِ خود را تقدیس و تنزیه کند ، و از اینکه نفرمود : پروردگارت را تنزیه کن ، فرمود : اسم پروردگارت را تنزیه کن ـ  و ظاهرِ لفظِ اسم کلمه ­اى است که بر مسمّى دلالت کند ـ و کلمه هم جایش در زبان است ، مى­ فهمیم که منظور این است که : هر وقت نامِ پروردگارت را به زبان مى ­آورى نامِ چیزِ دیگرى از قبیلِ آلِهه و شُرکا و شُفعا که خدا از آن منزّه است با آن کلمه به زبان مَیار ، و نسبتِ ربوبیّت به آنها مده . یعنى ؛ امورى که از شؤونِ ربوبیّت است و مختصّ به خداى تعالى است ، از قبیلِ خِلقت ، ایجاد ، رِزق ، احیاء ، اماته ، و امثالِ آن را به غیرِ خدا نسبت مده . ...

ادامه نوشته

قضَيبِ مَمْشوق

آيت الله معرفت

قُضَيبِ مَمْشوق

آيت الله محمّد هادى معرفت

از جمله رواياتى كه به منظورِ كاستن از شأن و مقام نُبُوّت جعل شده است، حديثِ « قُضَيبِ مَمْشوق » [ شاخه درختى را كه باريك و بلند و بدون اعوجاج باشد قضيب ممشوق نامند و مقصود : چوبدستى است كه پيامبر اكرم صلّى اللهُ عليه و آله به دست مى‏ گرفت . ] است . مرحوم صدوق در كتابِ « اَمالى » با سندى ضعيف اين روايت را از ابن عبّاس نقل كرده است . مى‏گويد : « هنگامى كه پيامبر صلّى اللهُ عليه و آله در روزهاى آخِر عمر مريض شده بود به بلال دستور داد كه مردم را جمع كند . چون مردم اجتماع كردند پيامبر صلّى اللهُ عليه و آله در حالى كه عمامه بسته بود و بر كمانِ خود تكيه زده بود در ميانِ مردم حاضر شد و بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى پروردگار ؛

فرمود :  ...

آيا پيامبر در آخر عمر خويش حلاليّت طلبيد ؟

ادامه نوشته

كُونوا نُقّادَ الْكَلامِ

[ كُونوا نُقّادَ الْكَلامِ ]

شهيد مطهّري

شهيد مرتضي مطهّري

عقل بايد غربال كننده باشد .

روایتِ بسیار معروفی داریم كه در كتاب العقل و الجهل كافی ، بحار و تحف العقول آمده است . [ اصول كافی ، ج / 1ص 14 و تحف العقول ، ص 384 ] و روایتی است كه هشام بن الحَكَم [ 1 ] متكلّم معروف از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام ( خطاب به خود هشام ) نقل كرده است كه روایت بسیار مفصّلی است ... در آنجا حضرت به این آیه قرآن كه در سوره زُمَر است استناد می فرمایند:

« ... فَبَشِّرْ عِبادِ . اَلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِینَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ . » ، ( زُمَر ، 17 و 18 )

آیه عجیبی است : بشارت بده بندگان مرا ، آنان كه سخن را استماع می كنند . [ 2 ]  

بعد چكار می كنند ؟  ...

ادامه نوشته

روضه های دروغ !

[ روضه های دروغ ! ]

شهيد مرتضي مطهّري

حماسه حسيني

حادثه ی كربلا برای ما مردم خواهی نخواهی یك حادثه ی بزرگ اجتماعی است؛ یعنی این حادثه در تربیت ما ، در خُلق و خوی ما اثر دارد ، ... با كمال تأسّف باید عرض كنم تحریفهایی كه به دست ما مردم در این حادثه صورت گرفته است ، همه در جهت پایین آوردن و مسخ كردن قضیّه بوده است ، در جهت بی خاصیّت كردن و بی اثر كردن قضیّه بوده است و در این امر ، هم گویندگان و علمای امّت تقصیر داشته اند و هم مردم ... نمونه هایی از بعضی تحریفهایی كه در لفظ و ظاهر شده است ، یعنی در شكل قضیه ، در چیزهایی كه نسبت داده اند ، ذكر می كنم . مطلب آن قدر زیاد است كه قابل بیان كردن نیست . اگر بخواهند روضه های دروغ را جمع كنند ، روضه هایی كه می خوانند و دروغ است ، شاید چند جلد كتاب پانصد صفحه ای بشود ، من فقط به طور نمونه عرض می كنم ، و عرض خواهم كرد كه من اینها را از چه كتابی در همین مطلب استفاده كرده ام .

كتاب لؤلؤ و مرجان

مرحوم حاج میرزا حسین نوری ( اعلی اللّه مقامه ) ...

گفتگو با دكتر مصطفي گوهري پيرامون ملّا حسين كاشفي و كتاب روضة الشّهداء را اينجا بخوانيد .

ادامه نوشته

خطبه اوّل نهج البلاغه

خطبه اوّل نهج البلاغه

دكتر احمد پاكتچي

دكتر احمد پاكتچي

زبان خطبه يك ، متفاوت از خيلي از قسمتهاي نهج البلاغه است . بسياري از كلماتي كه در اين خطبه به كار مي ­روند عربي كلاسيك است . شواهد متعدّدي در اين متن وجود دارد كه اين متن با زبانِ زمانِ امام رضا (ع) كاملاً سازگاري دارد امّا اين متن با زبانِ زمانِ اميرالمؤمنين (ع) سازگاري ندارد . البتّه براي ما فرق نمي­ كند كه اين خطبه را اميرالمؤمنين (ع) فرموده باشند يا امام رضا (ع) ، چرا كه آنها همه نورِ واحدند ولي از نظرِ نقدِ متن و بررسي زبانِ آن براي ما مهمّ است . ...

ادامه نوشته

وفات سليمان در قرآن

سليمان چگونه مُرد ؟

سليمان تكيه بر عصا فوت كرد پس از يك سال موريانه در عصايش رخنه كرد ، پوك شدنِ عصا موجبِ شكسته شدنِ آن و افتادنِ جنازه شد ، افرادِ تحتِ فرمانِ سليمان فهميدند كه او مُرده است .

سليمان تكيه بر عصا كرد چون موريانه در عصايش رخنه كرده و عصا پوك شده بود شكست و موجبِ افتادنِ سليمان و مرگِ او شد .

« آيت الله سيّد محمّدجواد موسوي غروي » پاسخ مي ­دهد :(ويراستاري خاصّ كتاب ، رعايت شده است.) ...

ادامه نوشته

ستاره در خانه علي (ع)

« وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ مَا غَوَى . » ، ( النّجم ، 53 / 1 ـ ٢ )

والنجم

ستاره در خانه علي (ع)

مرحوم آيت الله نعمت الله صالحي نجف آبادي

بَديهي است مخالفانِ ائمّه (ع) براي منزوي كردنِ آنان فقط به جعلِ اَخباري كه مشتمَل بر اُلوهيّتِ ائمّه است اكتفاء نكرده ­اند بلكه همه گونه فعّاليّت سياسي و تبليغي براي رسيدن به هدفشان كرده ­اند و يكي از كارهاي تبليغي كه بر ضدِّ ائمّه (ع) كرده ­اند جعلِ اَخباري است كه امامتِ ائمّه را زيرِ سؤال مي ­بَرد و حديثِ ذيل احتمالاً يكي از اين اخبارِ جَعلي است :

 ربيعة بن محمّد با سندي كه به اَنس بن مالك مي ­رسد نقل مي ­كند كه اَنَس به مالك گفت : ...

ادامه نوشته

ره افسانه

« ره افسانه » در نقد و بررسی احادیث معروف به « فرقه ناجیه »

دكتر حسين مرادي

دكتر حسین مرادی زنجانی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان

چکیده

ترکیب وصفی « فرقه ناجیه » ( گروه رستگار و اهل نجات ) برگرفته از حدیثی نبوی است که در آن پیامبر اکرم (ص) فرمودند که امّت اسلام به زودی در هفتاد و سه گروه متفرّق خواهند شد ؛ همه آن فرقه­ ها در آتش و عذابند ، به جز یکی ، که « فرقه ناجیه » خواهد بود .

    پس از صدور و شُهرت این حدیث و تفرّق امّت ، هریک از فرقه­ های اسلامی مدّعی شدند که « فرقه ناجیه » اند و سایر فرقه­ ها را اهل ضلالت و هلاکت دانستند .

    در این نوشتار ، ضمن بحث و بررسی پیرامون معنا و مفهوم صحیح این حدیث ـ که البتّه به طُرُق و روایات گوناگون نقل شده است ـ استدلال می­ شود که عبارت « فرقه ناجیه » ناظر به گروهی خاصّ با نام و نشان ویژه نیست که هر فرقه ­ای بخواهد با تکیه بر « بهانه » هایی ، خود را با آن منطبق کند و دیگران را اهل آتش و هلاکت خواند و بدین سان تفرّق دینی و مذهبی را به اوج خود رساند ، بلکه عنوانی است برای مردمانی بی ­نام و عنوان ، در میان پیروان فرق و مذاهب گونه گون که با رهایی از آتش سوزان فرقه ­گرایی و همنوایی با توده امّت و پرداخت « بها » ی نجات و تقدیم « قلب سلیم » به پیشگاه پروردگارشان ـ بی ­نام یا با نام ـ راهی را می ­روند که اولیای دین و ائمّه معصومین (ع) رفتند ؛ همان پیشوایانی که در پرتو وسعت و عظمت وجودیشان تحت هیچ فرقه­ ای درنیامدند و نام خود را در هیچ یک از مکاتب و گرایشهای فقهی ، کلامی ، تفسیری ، ادبی ، عرفانی ، فلسفی ، و ... ثبت ننمودند ، بلکه همواره ملازم « جماعت » و همرنگ « سواد اعظم » بودند . و در پایان با استناد به صریح آیات قرآن تأکید می ­شود که اسلام دینی است که حتّی سایر ادیان را به رسمیت می شناسد و پیروان آنها را به شرط ایمان به خدا و آخرت و عمل صالح اهل نجات می­ داند .

کلید واژه ­ها : فرقه ، فرقه ناجیه ، تفرّق ، امّت ، جماعت

ادامه نوشته

آیه « وَ إِنْ يَكَادُ »

آیه « وَ إِنْ يَكَادُ »

 وَ اِن يَكادُ

شهید مرتضی مطهّری

آیا آیه «وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ »، ( قلم ، 68 / ٥١ ) خاصیّت جلوگیری از چشم زخم دارد ؟

ـ ما تا حالا به مدرکی ( حدیثی ، جمله ای ) برخورد نکرده­ ایم که دلالت کند و بگوید : از این آیه برای چشم زخم استفاده کنید . اینکه چشم زخم حقیقت است یا نه ؟ یک مسئله است ( فـرضـاً حقیقت است و لو در بعضی از افراد ) و اینکه این آیه برای دفـع چشـم زخـــــم باشد مسئله دیگــری است . چیزی که از طرف پیغمبر یا ائمّه به ما نرسیده باشد ، از پیش خود نباید بتراشیم . نظر به اینکه روح مردم برای چُنین چیزی آمادگی دارد [ آن را از پیش خود می ­سازند .]

از شعـارهایی که مردم انتخـاب می ­کنند روحیه مردم را می­ شود شناخت . ما در قـــــرآن آیه زیـاد داریم ، آیاتی که برای شعـار قـرار دادن فـوق ­العـاده عـالی است ، جمله­ های زیـادی داریم از پیغمبــر و ائمّه ؛ ولی هیچ آیه­ ای به اندازه آیه « وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا » در میان مردم برای شعار رایج نشده است . در هر خانه ­ای که بروی می بینی یک « وَ إِنْ يَكَادُ » آن جا زده­ اند ، یعنی چشم تو کور که خانه و زندگی من را می ­بینی ، این تابلو را اینجا نصب کرده ­ام برای اینکه چشم تو کور باشد . این امر یک حالت خود خواهی در مردم از یک طرف و یک حالت بدبینی به دیگران از ناحیه دیگر را نشان می­ دهد .

شما همه شهر تهران را بگردید ، به ندرت دیده می ­شود که در خانه ­ای مثلاً آیه « ... هَلْ يَسْتَــوِي الَّــذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ... » ، ( زمر ، 39 / 9 ) تابلو شده باشد .

برای شعار چه از این بهتر : «  ... هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ... » ؟

برای شعار چه از این بهتر : « ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ... » ، ( حجرات ، 49 / ١٣ ) ؟

اینقدر هست الی ما شاء الله، آیاتی که انسان هر وقت یکی از آنها را نگاه کند برای او یک درس و آموزش است . اینها را انسان نمی ­بیند ولی در هر خانه ­ای که بروید آیه « وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا » را می بینید . یعنی که ؛ منم که خداوند چُنین نعمتهایی به من داده و تویی که چشم شور داری و می­ خــواهی چشـم زخم به ما بزنی ؛ برای اینکه جلوی چشم شور تو را گرفته باشم این تابلو را در این جا نصب کرده ام ؛ و شاید کم­تر خانه ای است که چُنین چیزی در آن نباشد .

[ آشنایی با قرآن ( 8 ) ، شهید مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ اوّل ، 22 بهمن 1378 ، ص 334 ـ 335 ]

نمايش يا نيايش ؟

نمايش يا نيايش ؟

زحمتكش

غلام­علي بخش زحمتكش  

قرآن چيست ؟

ـ قرآن عبارت است از « ما بين الدّفّتين » [ آنچه بين دو جلد است . ]

آيا تمام « ما بين الدّفّتين » كلامِ خداوند عالَم است يا كلامِ كس ديگر هم در آن هست ؟

ـ بعضي از آن كلام خودِ حقّ تعالي است . مثل ؛

« أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . » ، ( انشراح ، 94 / ١ )

« إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ . » ، ( قدر ، 97 / ١ )

« إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ . » ، ( كوثر ، 108 / ١ )

و امثال آن .

و بعضي از آن كلامي است كه ؛

گفته شده است : مثل ؛

« وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ : يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَ هُمْ مُهْتَدُونَ . » ، ( يس ، 36 / 20 ـ ٢١ )

كه كلام حبيب نجّار مؤمن آل ياسين است . ( آن گونه كه در بعضي روايات آمده است . )

گفته خواهد شد : مثل ؛

« قَالُوا : يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ . » ، ( يس ، 36 / ٥٢ )

كه گفتار اهل محشر است .

بايد گفته شود : مثل ؛

سوره فاتحة الكتاب و « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » چه در اين سوره و چه در سوره­ هاي ديگر .

اين قِسم ، نه كلام خود خداوند است نه كلام كس ديگر ، بلكه كلامي است آمده كه ما آن را بگوييم .

نهايتاً اين سه قِسم نيز كلام خداوند عالَم است ولي در رتبه ثانيّه .

يعني خداوند عالَم ، تكلّم فرموده به كلامي كه گفته شده يا گفته خواهد شد يا بايد گفته شود .

* * * * * * * * * * * *

بحثي بين فقهاء و علماء مربوط به قرآن مجيد هست كه ؛

ـ آيا قرائت متن آيات به قصد معنا و انشاء ، متن را از قرآنيّت خارج مي­ سازد يا نه ؟

ـ حقّ آن است كه قصد معنا و انشاء هنگام قرائت آيات ، متن قرائت شده را ، از قرآنيّت خارج مي­ كند . ( لِعدم امكان الجمع بين القول و نقل القول يعني ؛ الحكايه ) يعني همزمان نمي ­شود جمله ­اي گفت كه هم به قصد حكايت و خبر و سخن ديگري نقل كنيم و هم به عنوان اينكه سخن خودمان است . ( اين مطلب با آنكه ما گاهي سخن خود را در لفّافه سخن ديگري بيان مي ­كنيم اشتباه نشود . در آنجا ما با بيان حكايت ، قصد داريم سخن خود را بگوييم . )

به علّت توجّه نداشتن به نكته ­اي ، اين بحث را در سوره مباركه فاتحة الكتاب نيز جاري و ساري دانسته و قصد معنا و انشاء را در آن ، مثل باقي قرآن بعضي جايز دانسته و بعضي جايز ندانسته و بعضي توقّف كرده ­اند .

در صورتي كه قصد انشاء در « سوره حمد / سبع من المثاني » را نبايد مانند سوره ­هاي ديگر قرآن جاري و ساري دانست .

و آن نكته اين است كه نحوه قرآنيّت مباركه فاتحه بر عكس نحوه قرآنيّت باقي قرآن است .

سوره­ هاي قرآن ( غير از حمد ) جملاتي است كه خداوند عالَم جلَّ و علا به عنوان قول يا نقلِ قول ، با بندگان تكلّم فرموده و حرف مي ­زند به خلاف مباركه فاتحه كه آن را فرو فرستاده تا بندگان به آن ، با ذات مقدّس او مناجات كنند و حرف بزنند .

پس فاتحه ­اي كه جزء قرآن است و « لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب » در باره آن گفته شده ، عبارت خواهد شد از جملاتي كه فرود آمده تا بندگان با آن ، با حقّ تعالي مناجات كنند و حرف بزنند . به دليلِ « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » و « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » و « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » به علاوه اخبار و بعض وجوه ديگر كه در بين هست .

بنابر اين سوره مباركه فاتحه كه به موجب روايت ، اوّلِ آن تحميد و اوسطِ آن اخلاص و آخِرِ آن دعاست مانند ادعيّه و اذكار مأثوره خواهد بود .

نهايت آنكه معلّم ؛

ـ در ادعيّه و اذكار حضرت رسول ( صلّي الله عليه و آله ) و ائمّه معصومين ( عليهم الصّلوة و السّلام ) مي­ باشند .

ـ در سوره مباركه فاتحه ، خداوند عالَم .

و همان طور كه قصد ورود در ادعيّه و اذكار منافات با قصد معنا و انشاء ندارد بلكه با قصد انشاء نداشتن منافات دارد . ( كه دعا را به عنوان اينكه خودت آن خواسته ­ها را داري بر زبان نياوري بلكه به عنوان اينكه ديگري آن خواسته ­ها را داشته بيان كني . )

همچُنان قصد قرآنيّت ( عنوان تعليم پروردگار ) در فاتحه منافي نيست با قصد معنا و انشاء بلكه با قصد انشاء نداشتن منافات دارد كه ما در هنگام خواندن فاتحة الكتاب در حال نمايش باشيم نه نيايش ! 

مفهوم شناسی « آیه » ، گامی در مسیر « برداشت از قرآن »

  اين مقاله قبلاً در فصلنامه « رشد آموزش قرآن ، شماره 35 ، زمستان 1390 ـ شماره 36 ، بهار 1391 » درج شده است .

مفهوم شناسی « آیه » ، گامی در مسیر « برداشت از قرآن »

دكتر حسين مـرادي زنجاني

دکتر حسین مرادی زنجانی ، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی زنجان  hmoradiz@yahoo.com

فاطمه آذرخش ، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث fazarakhsh@yahoo.com

چکیده :

قرآن شناسی صحیح و شایسته ، در پرتو خود قرآن و تعالیم معصومان (ع) ، زیربنای همه فعّالیّتهای قرآنی از جمله « برداشت از قرآن » می­ باشد . یکی از ابعاد این قرآن شناسی که در مسئله تدبّر و برداشت از قرآن ، نقش اساسی دارد ، شناخت معنا و مفهوم صحیح « آیه » است ؛ از این رو که قرآن ، مجموعه آیات خداست و لذا هر گونه رفتاری با آن باید متناسب و همآهنگ  با ماهیّت و ویژگیهای اساسی « آیه » باشد .

بر اساس معنای لغوی و هم آوایی آن با کاربرد قرآنی ، « آیه » چیزی است که نکته­ ها و پیامها و سخنان بسیار دارد ، امّا هیچ گاه آنها را رو نمی­ کند و هرگز حرف نمی ­زند و  سخن نمی ­گوید ، بلکه آن را  باید به سخن درآورد و دست طلب و نیاز به سویش گشود ، آنجاست که حرفها و نکته­ هایش دیگر تمامی نخواهد یافت .

اگر آیه خدا را به سخن فرا نخوانیم ، و به تعبیر امیر المؤمنین(ع) ، استنطاقش نکنیم ، ناگزیر خود به جای او و از سوی او سخن خواهیم گفت و بدین سان ، نه به خدا ، که به خود خواهیم رسید و نه برداشت ، که در آن به کاشت خواهیم پرداخت .

این نوشتار به تبیین معنا و مفهوم « آیه » و برخی از ویژ­گیهای اساسی آن می پردازد و از رهگذر آن ، به برخورد صحیح و شایسته با آیات خدا ( استنطاق )  راه می ­یابد .

کلید واژگان : آیه ، برداشت ، سخن ، استنطاق

ادامه نوشته

رسم­ الخطّ  « اِنَّـ‍‍‍ما » و « اِنَّ ما »

رسم­ الخطّ  « اِنَّـ‍‍‍ما » و « اِنَّ ما »

 غلامعلي بخش زحمتكش

                                                  غلامعلي بخش زحمتكش(بيّنات  ، 54 / 77 - 78)

اصل مقاله را از اينجا دريافت كنيد . 

مصاحبه با آقاي زحمتكش را اينجا بخوانيد .

1ـ به صورت « اِنَّّّّـما » يِ حصر كه « اِنَّ » و « مـا » يك كلمه به حساب مي ­آيند و « مـا » در آن به اصطلاح « مـا » يِ كافه است و در رسم ­الخطّ به صورت متّصل  « اِنَّـما » نوشته مي ­شود .

« اِنَّ » تأكيد است و « ما » موصول ، كه در اينجا هم در تلفّظ و هم در كتابت از هم جداست تا معناي صحيح آن فهميده شود و « اِنَّ ما » با « اِنَّـما » يِ حصر اشتباه نشود ...

سيزده مورد كه بايد به صورت « اِنَّ ما » كتابت و قرائت شوند عبارتند از :

 

وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ مَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ .

 آل­ عمران ، 3 / ١٧٨

اِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِين .

 انعام ،  6 / ١٣٤

وَ اعْلَمُوا أَن َّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ  آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ مَا أَنْزَلْنَا  عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .

انفال ، 8 / ٤١

أفَمَنْ يَعْلَمُ أَن َّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الألْبَابِ .

رعد ، 13 / ١٩

وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا إِنّ َمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

نحل ، 16 / ٩٥

وَ أَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّ مَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى .

طه ، 20 / 69

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ .

حجّ ، 22 / 62

أَيَحْسَبُونَ أَنّ َمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَ بَنِينَ .

مؤمنون ، 23 / ٥٥

وَ لَوْ أَن َّمَا فِي الأرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّه إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ .

لقمان ، 31 / 27

10ـ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ .

لقمان ، 31 / 30

11ـ لا جَرَمَ أَنّ مَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَ لا فِي الآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ .

غافر ،40 / ٤٣

12ـ إِِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ .

ذاريات ، 51 / ٥

13ـ‌ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ .

مرسلات ، 77 / ٧

........................................................................................

ياقوتنامه : تطبيق موارد مذكور با قرآني كه در دست بود نشان داد از اين 13 مورد 8 مورد آن به صورت متّصل  « اِنَّـما » نوشته ­شده است ! شما هم مي توانيد اين ۱۳ مورد را با قرآني كه در دست داريد مطابقت نماييد . البتّه نويسنده محترم اين مطابقت را با ۳۰ نسخه قرآن از قرن ۶ تا ۱۰ انجام داده و اشتباه خطّاطان را روشن كرده است .

در مقاله اصلي ۱۲ مورد است ، آقاي زحمتكش شماره ۴ ( رعد ، 13 / ١٩ ) را بر آنها  افزوده است .

هسته خُرما

هسته خرما

القِطمیر / قطمير : 

در قرآن یک بار به کار رفته و معنای آن پوسته نازکی است که روی هسته خرما قرار دارد .

« يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ . » ، ( فاطر ، 35 /  ١٣ )

... و کسانی را که به جای او می ­پرستیدید ، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند .

النقير / نقير : 

در قرآن دو بار به کار رفته و معناى آن نقطه بسيار كوچكى است كه بر پشت هسته خرما ديده مي­ شود و اين يكى از ريزترين مثالهايى است كه خداوند متعال در قرآن از آن استفاده كرده است .

« أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا . » ، ( النساء ، 4 / 53 )

آیا آنان را بهره­ ای از حکومت است [ که بخواهند چیزی به مردم دهند و کارساز دنیا و آخرتشان باشند ، اگر هم بهره ­ای باشد ] در این صورت به اندازه گودی پشت هسته خرما به مردم نمی­ پردازند .

« وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا . » ، ( النساء ، 4 / 124 )

و کسانی از مردان یا زنان که بخشی از کارهای شایسته را انجام دهند ، در حالی که مؤمن باشند ، پس اینان وارد بهشت می­ شوند ، و به اندازه گودی پشت هسته خرما مورد ستم قرار نمی ­گیرند .

الفتيل / فتيل : 

در قرآن سه بار به كار رفته و آن همان نخک / نخ نازكي است كه در شيار موجود روى هسته خرما ديده مي ­شود .

« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً . » ، ( النساء ، 4 / ٤٩ )

آیا به کسانی که خود را به پاکی می ­ستایند ، ننگریستی ؟ [ این خودستایی هیچ ارزشی و اعتباری ندارد ] بلکه خداست که هر که را بخواهد [ بر اساس ملاکهای تعیین شده از سوی خود ] می­ ستاید ، و [ گروهی که به ناحقّ ، خود را می ­ستایند در کیفر و مجازات ] به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی ­گیرند .

« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قَالُوا : رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ ؟! قُلْ : مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلاً . » ، ( النساء ، 4 / 77 )

... بگو : متاع دنیا اندک ، و آخِرت برای آنان که تقوا ورزیده­ اند بهتر است ؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی ­گیرند .

« يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً . » ، ( الأسراء ، 17 / ٧١ )

[ یاد کن ] روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان می­ خوانیم ؛ پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند ، پس آنان نامه خود را [ با شادی و خوشحالی ] می­ خوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی­ گیرند .

از بنده خدايي كه متن و عكس را فراهم ساخته و نامش را نمي دانم سپاسگزارم .